|
امروز دادگاه صدام حسین رییس جمهور سابق کشور عراق راس ساعت دو در یک دادگاه عراقی شروع شد .اول جلسه محاکمه صدام و هفت تن از دستیارانش در یک دادگاه عراقی به موضوع کشتار 143 روستایی در سال 1982 اختصاص پیدا کرده است. صدام در حالی وارد سالن دادگاه شده که در دستان خود کتابی همراه داشته است. هرچند خبرگزاری مهر در ایران به نقل از شبکه خبری العربیه نوشته تاخیر در برگزاری دادگاه به خاطر سرکشی صدام در پاسخ به قاضی بوده اما به نظر میرسه در پوشش خبری این دادگاه و بازتاب جهانی موضوع تمهیداتی دیده شده که البته چیز عجیبی نیست. به هر حال صدام به سوال قاضی کردی رزکار محمد امین رئیس دادگاه درباره هویت و معرفی خود پاسخ نداد ه و خطاب به او گفته "شما کی هستی؟ هيچ وقت قاضی بوده ای؟ اين دادگاه چه می خواهد؟" صدام حسين با چنين اظهاراتی در دومين جلسه محاکمه خود با رد صلاحيت دادگاه و قاضی آن مجرميت خود را نيز رد کرد. در نخستين جلسه دادگاه رسيدگی به اتهامات رهبر سابق عراق هم که در ژوئيه سال 2004 برگزار شد او خود را همچنان رئيس جمهور قانونی عراق دانسته و صلاحيت دادگاه را که تحت اشغال نيروهای خارجی تشکيل می شود برای محاکمه خود زير سوال برده بود. بی بی سی گزارش جالبی در این مورد ارایه کرده که می تونید اون رو بخونید. اما اظهارات آصفی در مورد شکایت ایران هم جالب است . او گفته که از نظر جمهوري اسلامي ايران در موارد اتهامي مطرح شده عليه ديكتاتور سابق عراق به راه انداختن دو جنگ خونين و خسارت بار عليه ملتهاي ايران و كويت از اتهامات مهم عليه صدام است كه بايستي حتما در دستور كار اين دادگاه قرار گيرد و در اين ارتباط رايزنيها و اقدامات مقتضي از سوي جمهوري اسلامي ايران در جريان ميباشد كه از جمله مهمترين آنها تهيه دادخواستي در ارتباط با جنگ هشت ساله عراق عليه ايران است كه رسما به اين دادگاه تسليم خواهد شد. جلسه بعدی قرار است هفتم آذر برگزار شود اما چرا محاکمه صدام با پرونده کشتار دجيل آغاز شد این نکته ای است که نمی توان از آن چشم پوشی کرد.کشتار دجيل در خارج عراق چندان شناخته شده نيست و طرح اين پرونده در آغاز محاکمه صدام حسين، بلافاصله اين سؤال را پيش می کشد که اين پرونده چه ويژگيهايی دارد که در اولويت رسيدگی به اتهامات بلندبالای رهبر پيشين عراق قرار گرفته است.برخی صاحبنظران معتقدند مقامات عراقی اين پرونده را فرصتی مناسب برای محاکمه ای نسبتاً سريع می دانند که به دليل وجود اسناد و مدارک محکمه پسند، راه گريزی برای صدام حسين باقی نخواهد گذاشت. اين ويژگی اگر چه ممکن است از نگاه کسانی که خواستار محکوميت سريع صدامند، حسن تلقی شود اما در مقابل انتقادات فراوانی نيز برانگيخته است. برخی می گويند حال که شيعيان بخش قابل توجهی از قدرت را در اختيار گرفته اند می خواهند انتقام خود را از سنيان که سالهای متمادی امور کشور را در اختيار داشتند بگيرند. عبدالحق علانی، سخنگوی گروه وکلای مدافع صدام حسين برگزاری چنين دادگاهی را به لحاظ حقوقی نيز خالی از اشکال نمی داند. او می گويد: "ما معتقديم اگر اين شخص قرار است محاکمه شود، اين محاکمه بايد عادلانه باشد، الآن کل دادگاه به شکلی تنظيم شده که گويا لباسی است که به قامت اين اتهامات دوخته شده و به همين دليل ساده، اين محاکمه را نمی توان عادلانه خواند." شهر عمدتاً شيعه نشين دجيل که در شصت کيلومتری شمال بغداد واقع شده در سال۱۹۸۲ شاهد کشتاری بود که در جريان آن بيش از ۱۴۰ نفر جان باختند و حدود ۱۵۰۰ نفر روانه زندانها و شکنجه گاههای رژيم بعث شدند. دراین سال هنگامی که صدام حسين به ديدار کشاورزان منطقه رفته بود، نيروهای حزب الدعوه که در جريان جنگ ايران و عراق از همکيشان شيعه خود در ايران حمايت می کردند و در مقابل از حمايت اين کشور نيز برخوردار بودند، بسوی مرسدس بنز سفيد رنگ حامل صدام حسين آتش گشودند. اين حزب، حضور صدام در دجيل را فرصتی مناسب برای ترور وی به خونخواهی قتل محمد باقر صدر، بنيانگذار حزب الدعوه می دانست اما اين ترور نافرجام، حاصلی نداشت جز تخريب باغها و خانه ها و کشتار عده زيادی که در ميانشان افرادی کم و سن و سال نيز به چشم می خوردند.
گفتم که بانگ هستی خود باشم اما دريغ و درد که زن بودم ... (فروغ) هیچ خبری به اندازه خبر امروز ایرنا جالب نبود امام جمعه سابق يك مسجد در فرانسه به شش ماه زندان تعليقي محكوم شد. نکته جالب در این خبر دلیل این محکومیت بود امم جمعه به دلیل یقین در کتک زدن زنان مورد نقد انجمن های زنان این کشور قرار گرفته و بالاخره محکوم شد. متن کامل خبر در ایرنا دیدنی است.
سایت بازتاب توقیف موقت شد منابع آگاه، نامه دو ماه پيش دبير سابق شوراي عالي امنيت ملي را علت ظاهري توقيف «بازتاب» عنوان ميکنند. دسترسي سايت «بازتاب» به مدارک مهمي در رابطه با تخلفات مالي و افشاي بخشي از آنها، اين اقدام را تسريع کرده است.
خبر تکمیلی در سایت بازتاب خواندنی است.
اوضاع در بم همچنان به هم ریخته است هرچند بیش از 650 روز از زمین لرزه پنجم دی 82 بم می گذرد اما از این شهر خبر می رسد که در حال حاضر فقط 1300 تا 1500 خانوار بمی صاحب خانه شده اند و بیش از 16 هزار خانوار با وجود مشکلات عدیده همچنان در کانکس های چند متری با حداقل امکانات روزگار سپری می کنند . بم در حالی یک فصل سرد و سالگرد تلخ دیگری را در دوران پس از زمین لرزه را پیش رو دارد که هنوز بازماندگان این حادثه با گذشت حدود دو سال از زلزله 3/6 ریشتری ، خواب خانه دار شدن ، شغل مناسب، شهر زیبای بم و بسیاری از چیزهایی که در یک شهر توریستی و تاریخی داشتند و امروز حسرت آن را می خورند، می بینند و هنوز ۱۶ هزار خانوار بمی در کانکس زندگی می کنند. گویی ، به نظر می رسد بازسازی بم قرار است به یک اسطوره تبدیل شود تا بدون ارگ تاریخی بم باز هم این شهر برای همیشه در ذهن جهانیان باقی بماند... هنوز وقت نکردم به بم سری بزنم اما قراره در اولین فرصت حتما به اونجا سفری داشته باشیم خیلی دوست دارم ببینم بعد از دو سال اوضاع چه طوریه فعلا تنها خبرها رو از بم ورق می زنم.
از شاه شاهان، شاه پارس، شاه سرزمینهای پرشمار، شاه آریایی ها و غیر آریایی ها، شاه پارسیان و نژادهای دیگر از جمله عربها، شاه فرمانروایی پارس، یزدگرد سوم ساسانی به عمربن الخطاب خلیفه تازیان ( لقبی که پارسیان به عربها می دهند به معنی سگ شکاری ) به نام اهورا مزدا آفریننده زندگی و خرد تو در نامه ات نوشته ای می خواهی ما را به راه راست هدایت کنی، به راه خدای راستینت، الله اکبر، بدون اینکه هیچگونه آگاهی داشته باشی که ما که هستیم و چه را می پرستیم. این بسیار شگفت انگیز است که تو لقب فرمانروای عربها را برای خودت غصب کرده ای آگاهی و دانش تو نسبت به امور دنیا به همان اندازه عربهای پست و مزخرف گو و سرگردان در بیابانهای عربستان و انسانهای عقب مانده بیابان گرد است. مردک، تو به من پیشنهاد می کنی که خداوند یکتا را بپرستم در حالیکه نمی دانی هزاران سال است که ایرانیان خداوند یکتا را می پرستند و روزی پنج بار به درگاه او نماز می خوانند. هزاران سال است که در ایران، سرزمین فرهنگ و هنر این رویه زندگی روزمره ماست. زمانیکه ما داشتیم مهربانی و کردار نیک را در جهان می پروراندیم و پرچم پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک را در دستهایمان به اهتزاز درمی آوردیم تو و پدران تو داشتند سوسمار میخوردند و دخترانتان را زنده بگور می کردید. شما تازیان که دم از الله می زنید برای آفریده های خدا هیچ ارزشی قائل نیستید ، شما فرزندان خدا را گردن می زنید، اسرای جنگی را می کشید، به زنها تجاوز می کنید، دختران خود را زنده به گور می کنید، به کاروانها شبیخون می زنید، دسته دسته مردم را می کشید، زنان مردم را میدزدید و اموال آنها را سرقت می کنید. قلب شما از سنگ ساخته شده است. ما تمام این اعمال شیطانی را که شما انجام می دهید محکوم می کنیم. حال با اینهمه اعمال قبیح که انجام می دهید چگونه می خواهید به ما درس خداشناسی بدهید؟ تو بمن می گویی از پرستش آتش دست بردارم، ما ایرانیان عشق به خالق و قدرت خلقت او را در نور خورشید و گرمی آتش می بینیم. نور و گرمای خورشید و آتش ما را قادر می سازد که نور حقیقت را ببینیم و قلبهایمان برای نزدیکی به خالق و به همنوع گرم شود. این بما کمک می کند تا با همدیگر مهربانتر باشیم و این نور اهورایی را در اعماق قلبمان روشن می سازد. خدای ما اهورا مزداست و این بسیار شگفت انگیز است که شما تازه او را کشف کرده اید و نام الله را بر روی آن گذارده اید. اما ما و شما در یک سطح و مرتبه نیستیم، ما به همنوع کمک می کنیم ، ما عشق را در میان آدمیان قسمت می کنیم، ما پندار نیک را در بین انسانها ترویج می کنیم، ما هزاران سال است که فرهنگ پيش رفته خود را با احترام به فرهنگ های دیگر بر روی زمین می گسترانیم ، در حالیکه شما به نام الله به سرزمینهای دیگر حمله می کنید، مردم را دسته دسته قتل عام می کنید، قحطی به ارمغان می آورید و ترس و تهی دستی به راه می اندازید، شما اعمال شیطانی را به نام الله انجام می دهید. چه کسی مسئول اینهمه فاجعه است؟ آیا الله به شما دستور داده قتل کنید، غارت کنید و ویران کنید؟ یا اینکه پیروان الله به نام او این کارها را انجام می دهند؟ و یا هردو؟ شما می خواهید عشق به خدا را با نظامی گری و قدرت شمشیر هایتان به مردم یاد بدهید. شما بیابان گردهای وحشی می خواهید به ملت متمدنی مثل ما درس خداشناسی بدهید. ما هزاران سال فرهنگ و تمدن در پشت سر خود داریم، تو بجز نظامی گری، وحشی گری، قتل و جنایت چه چیزی را به ارتش عربها یاد داده ای؟ چه دانش و علمی را به مسلمانان یاد داده ای که حالا اصرار داری به غیر مسلمانان نیز یاد بدهی؟ چه دانش و فرهنگی را از الله ات آموخته ای که اکنون می خواهی به زور به دیگران هم بیاموزی؟ افسوس و ای افسوس ... که ارتش پارسیان ما از ارتش شما شکست خورد و حالا مردم ما مجبورند همان خدای خودشان را این بار با نام الله پرستش کنند و همان پنج بار نماز را بخوانند ولی اینکار با زور شمشیر باید عربی نماز بخوانند چون گویا الله شما فقط عربی می فهمد. من پیشنهاد می کنم که تو و همدستانت به همان بیابانهایی که سابقا عادت داشتید در آن زندگی کنید برگردید. آنها را برگردان به همان جایی که عادت داشتید جلوی آفتاب از گرما بسوزند، به همان زندگی قبیله ای ، به همان سوسمار خوردن ها و شیر شتر نوشیدنها. من تو را نهی نمی کنم از اینکه این دسته های دزد را ( ارتش تازیان) در سرزمین آباد ما رها کنی ، در شهر های متمدن ما و در میان ملت پاکیزه ما. این چهار پایان سنگدل را آزاد مگذار تا مردم ما را قتل عام کنند، زنان و فرزندان ما را بربایند، به زنهای ما تجاوز کنند و دخترانمان را به کنیزی به مکه بفرستند. نگذار این جنایات را به نام الله انجام دهند، به این کارهای جنایتکارانه پایان بده. آریایها بخشنده، خونگرم و مهمان نوازند، انسانهای پاک به هر کجا که بروند تخم دوستی، عشق ، آگاهی و حقیقت را خواهند کاشت بنابراین آنها تو و مردم تو را بخاطر این کارهای جنایتکارانه مجازات نخواهند کرد. من از تو می خواهم که با الله اکبرت در همان بیابانهای عربستان بمانی و به شهرهای آباد و متمدن ما نزدیک نشوی ، بخاطر عقاید ترسناکت و بخاطر خوی وحشی گریت. یزدگرد سوم ساسانی
یزدگرد، من آینده روشنی برای تو و ملت تو نمی بینم مگر اینکه پیشنهاد مرا بپذیری و با من بیعت کنی. تو سابقا بر نصف جهان حکم می راندی ولی اکنون که سپاهیان تو در خطوط مقدم شکست خورده اند و ملت تو در حال فروپاشی است. من به تو راهی را پیشنهاد می کنم تا جانت را نجات دهی. شروع کن به پرستش خدای واحد، به یکتا پرستی، به عبادت خدای یکتا که همه چیزرا او آفریده. ما برای تو و برای تمام جهان پیام او را آورده ایم، او که خدای راستین است. از پرستش آتش دست بردار و به ملت خود فرمان بده که آنها نیز از پرستش آتش که خطاست دست بکشند، بما بپیوند الله اکبر را پرستش کن که خدای راستین است و خالق جهان. الله را عبادت کن و اسلام را بعنوان راه رستگاری بپذیر. به راه کفر آمیز خود پایان بده و اسلام بیاور و الله اکبر را منجی خود بدان. با این کار زندگی خودت را نجات بده و صلح را برای پارسیان بدست آر. اگر بهترین انتخاب را می خواهی برای عجم ها ( لقبی که عربها به پارسیان می دادند بعمنی کودن و لال) انجام دهی با من بیعت کن. الله اکبر
این تاریخ هم در زندگی ثبت شد. زندگی که دیگر تو در آن به تنهایی نقشی نداری . چیزی بین شک و دلواپسی درونم را به هم ریخته خودم را به خدا سپردم.همین و دیگر هیچ.
ماشين از روي پل كه رد مي شود، ساختمان متروكه اي كه حروف انگليسي آن يك خط در ميان به جا مانده، رخ مي نمايد. اينكه از جنگ هيچ خاطره اي نداشته باشي، برايت دغدغه اي مي شود و دلت براي 7-6 سالگي كه در روستايي دورافتاده گذشته، تنگ.
این روزها هر چقدر هم که قهوه تلخ بنوشم ،طعم گس این روزها از زندگی ام بیرون نمی رود به همین خاطر مثل موریانه به جان کتابهای نخوانده ام افتاده ام . بعد از " کاتالونیا " که بازخوانیش کردم چند روزی است که کتاب " حباب شیشه" " سیلویا پلات " رو میخونم تووی وبگردی امشب هم ترجمه یکی از شعرهاش رو از گلاره پیدا کردم با عنوان "سه زن " .
شعری برای سه صدا مکان: زایشگاه و پیرامونش صدای اول: سُستم مثل دنیا، آنگاه که دست از کار می کشم صدای دوم: اولین بار که دیدم نشستم پشت میزم ، من حروف همچنان که نشسته ام ، اینها پاهای من اند، در حال عجز پیدایم می کنند. این مرضی است که به خانه می برمش، صدای سوم: به یاد دارم، به یاد می آورم روزی گرم و آبی شکفته بود بخوونید.
بغض بیخ گلومو چسبیده آسمان رو نگاه می کنم هواپیمایی رد میشه حرفی برای امروز ندارم جز دلتنگی که هفته هاست با منه و امروز به اوج خودش رسیده غم عجیبی سراسر وجودمو گرفته و به قفسه سینه ام فشار میاره یه چیز گرم که اون توو تالاپ تلوپ می کنه می خواد بپره بیرون اما نمی تونه دلم گرفته دعا می کنم همین .
|
About
من آزاده بهشتي، گزارشگر شهري روزنامه همشهري با مهدی فارغ از زندگي مشترک علاقه ها و دغدغههايمان را در اين جا در این فضای مجازی مينويسیم شما هم لطفا ... همه تعارفات معمول را بگذاريد كنار و هر وقت به اين جا سري زديد هر چه دل تنگتان خواست، بگوييد Archivesآبان 1388تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 خرداد 1384 Links
نمی دانم
حسین قره |